5 مرداد 1394

زندگی‌نامه، فهرست کتاب‌ها و آخرین چکامه جمشید پیشدادی

مولف: مدیر سیستم   /  دسته: دسته بندی نشده   /  رتبه دهید:
2/5

زندگی‌نامه، فهرست کتاب‌ها و آخرین چکامه جمشید پیشدادی

هر فردی که حداقل یک سال تحصیلی در دبیرستان و یا هنرستان ماندگار فیروزبهرام درس‌خوانده، درس داده، مربی بوده، مدیریت کرده و یا یکی از کادر دفتری فیروزبهرام بوده است فیروزبهرامی به‌حساب می‌آید و هر کس از میان فیروزبهرامی‌ها که به جهت خلق آثار فرهنگی و یا هنری، کسب جایگاه سیاسی، فعالیت‌های اجتماعی و یا. . . نامی آشنا در گستره ملی و یا بین‌المللی داشته باشد در فهرست نام‌داران فیروزبهرام قرار می‌گیرد. با این ترتیب جمشید پیشدادی که 27 سال  به‌عنوان دبیر زبان انگلیسی ناظم و معاون در دبیرستان فیروزبهرام مشغول به خدمت بوده است با توجه به فعالیت‌های فرهنگی و خلق آثار یادشده، وارد فهرست نام‌داران فیروزبهرام می‌شود. در این فهرست تاکنون نام بیش از ۱۰۰ فیروزبهرامی نام‌دار آمده است و این تعداد رو به فزونی است.

در روز سوم امردادماه ۱۳۹۴ خورشیدی در مراسم پاسداشتی که برای جمشید پیشدادی معاون سال‌های پیشین دبیرستان و یکی از نام‌داران در فیروزبهرام برگزار شد زندگی‌نامه‌ای کوتاه از پیشدادی تهیه و در اختیار حاضرین قرار گرفت.

برای آشنایی با معاون، ناظم و دبیر سال‌های گذشته فیروزبهرام زندگی‌نامه، آخرین سروده و فهرست کتابهای چاپ شده جمشید پیشدادی آورده شده است.

 

 

به یاد جمشید پیشدادی

 

جمشید پیشدادی از پدری به نام رستم و مادری به نام زربانو در سال 1302 خورشیدی برابر با 1923 میلادی در شهر یزد چشم به جهان گشود.

از 15 سالگی شعر می‌سرود و به سبب دل‌بستگی فراوانی که به فرهنگ و آیین زرتشتی داشت در 16 سالگی چنین سرود:

 

دل من دین زرتشتی گزیده              تنم سدره، میان کُشتی گزیده

سرود گات‌ها و یشت و وستا             ز می جامی، ز زر مشتی گزیده

 

18 ساله بود که به دنیای آموزش و فرهنگ پا نهاد. نخست، از ریاست دبستانی در «کوچه‌بیوک» یزد آغاز کرد. سپس 3 سالی در دبیرستان «کیخسروی» یزد دبیر بود و هم‌زمان معاونت دکتر جهانبخش دارووالا؛ نماینده انجمن اکابر صاحبان پارسیان هند و سرپرستی 13 دبستان پسرانه در دهات پیرامون یزد، اردکان و تفت را برعهده‌گرفته بود.

در همین دوران با جمعی از دوستان ـ در خانه پدری‌اش ـ سازمان جوانان زرتشتی یزد را بنیاد گذاشت.

در سال 1326 خورشیدی گردآمده‌ای از سروده‌ها، نمایشنامه‌ها و داستان‌هایش در دفتری به نام «هدیه فروردین 1326» به چاپ رسید.

در 1334 خورشیدی با بانو فرنگیس کیخسرو جهانیان پیوند زناشویی بست که حاصل این پیوند 3 فرزند با نام‌های میترا، ماندانا و آرمیتا است.

در 22 سالگی برای ادامه آموزش دانشگاهی به تهران رفت و در کنار تحصیل، در دبیرستان فیروزبهرام تهران مشغول به کار شد.

27 سال با سمت‌های دبیری، نظامت و معاونت به خدمت فرهنگی خود ادامه داد و در پایان با 31 سال سابقه خدمت در فرهنگ بازنشسته شد.

 

 

در دوره‌ای که در فیروزبهرام بود، نگارش 5 کتاب درسی به نام «دین‌آموز» را برای دبستان به پایان برد و از سوی سازمان فروهر به چاپ رساند. این کتاب‌ها سال‌ها در کلاس‌های دینی زرتشتی مورداستفاده قرار می‌گرفت. او سرگذشت این دوران از زندگی خود را در کتابی با نام «خاطرات فرهنگی من» به قلم درآورده که خواننده را با فرهنگ جماعت، افتخارات فرهنگی و مسیر پیشرفت آن آشنا می‌سازد.

 پس از بازنشستگی از آموزش‌وپرورش، بیش از 10 سال ریاست کارخانجات «اشتاد موتورز» شیراز را به عهده گرفت. 2 سال پس از انقلاب به کانادا رفت و پس‌ازآن به آمریکا مهاجرت کرد و آنجا را خانه دوم خود خواند. در آمریکا توان خود را به کار گرفت و برای نونهالان دور از وطن تعدادی کتاب داستان به زبان فارسی نوشت تا همپای آموختن زبان خارجی، زبان مادری را هم بیاموزند. کتاب‌هایی نیز در زمینه تاریخ و سرگذشت بزرگان زرتشتی نوشت: «یادنامه میرزا سروش لهراسب»، «زندگی نامه موبد مهربان موبد جمشید زرتشتی» و «بر ما چه گذشت». او برای نگهداری سنت‌های نیک نیاکان، خاطرات زندگی خود و داستان‌های بی‌شماری را که از زمان کودکی به یاد داشت به صورت کتاب به خوانندگان پیشکش کرد تا همگان بدین گونه با تاریخ، سنت‌ها و فرهنگ نیاکان آشنا شوند.

ازآنجاکه از کودکی شیفته شعر و ادبیات بود به آن روی آورد و اشعار خود را با نام شاعری "شیدا" در 2 جلد کتاب به چاپ رساند تا نوازشگر روح لطیف خواننده باشد.

او همواره چه در ایران و یا آمریکا، در کارهای جماعتی شرکت داشت و به جامعه خود خدمت می‌کرد. در ایران عضو فعال گروه جوانان زرتشتی تهران، رییس باشگاه زرتشتیان تهران، عضو هیات مدیره سازمان فروهر تهران و در آمریکا به‌عنوان عضو افتخاری کنکاش موبدان امریکای شمالی فعالیت کرد.

دل‌بستگی او به جامعه زرتشتى و ضرورت نگهدارى مكانى ثابت براى این جامعه در شمال كالیفرنیا، او را بر آن داشت كه به فكر چاره‌جویی بیفتد. با پشتیبانى تعدادى از دلسوزان جامعه، گروه «زنهار داران»، باهدف جمع‌آورى سرمایه و حفظ و تداوم مالكیت «در مهر» شمال كالیفرنیا، پایه‌گذارى شد

 در سال 2011 میلادی در 89 سالگی، با آن‌که از توان جوانی دیگر اثری نبود، عشق او به جامعه و فرهنگ زرتشتی قوت بخش راهش شد و توانست آرزوی دیرینه خود را که به نوشتار درآوردن زبان دری بود جامه عمل بپوشاند و کتاب «زبان دری» را بالاخره در بهار 2014 میلادی به چاپ رساند و آن را پیشکش هم‌کیشان کرد؛ به این امید که این زبان پایدار بماند.

سروده‌ها، نمایشنامه‌ها، مقالات، ماهنامه‌ها و کتاب‌هایی که ایشان به نوشتار درآورده‌اند دربرگیرنده تاریخ، فلسفه، زبان، سنت‌ها و جشن‌های ما زرتشتیان در سده گذشته و گنجینه‌ای است پرارزش در خدمت پویایی زرتشتیان و دوستداران این فرهنگ.

آقای جمشید پیشدادی در پسین آدینه 12 تیرماه 1394 خورشیدی ، 3 جولای 2015 میلادی در 9۲ سالگی درگذشت.

جامعه زرتشتی، بی‌گمان سپاس‌دار تلاش‌های جمشید پیشدادی، آموزگار و فرهیخته فرهنگی جامعه‌مان است. او که بیش از 60 سال باپشتکار و عشق در جهت آموزش آیین و فرهنگ زرتشتی کوشش کرد و با پرورش اندیشه‌های روشن، آینده بهتری را پیش روی جامعه نهاد، شایسته هزاران آفرین است.

 

 

کتاب‌های جمشید پیشدادی

 

 

  1. هدیه فروردین ۱۳۲۶
  2. پنج جلد دین آموز
  3. خاطرات ۳۶۵ روز یا پاره‌ای از سنت‌های زرتشتیان در سده گذشته
    1. بخش دوم خاطرات ۳۶۵ روز یا خاطرات فرهنگی من
  4. داستان‌های کودکانه٬ این کیه آقا بیژن - مهرگان - عمو نوروز
  5. لالایی - چند داستان راستین از رفتار نیک و سنت‌های خوب گذشتگان
  6. لالایی (2)
  7. شور شیدا - شعر و ترانه
  8. شور شیدا بخش دوم - سروده‌ها و نوشته‌ها
  9. داستان‌های کودکانه٬ پسر خوب - گوهر شب‌چراغ - سرچشمه - زن قهرمان - سخنان مهین زرتشت پیامبر
  10. گلبرگ‌ها یا سنت‌های پسندیده نیاکان - گهنبار و زیارتگاهها
  11. میرزا سروش لهراسپ
  12. فروغی از آتش مهر مزدا یا زندگی‌نامه دهشمند ارجمند موبد مهربان موبد جمشید زرتشتی
  13. بر ما چه گذشت از شکست ساسانیان تا پایان دوره پهلوی
  14. گل‌هایی از گلزار دین و فرهنگ زرتشتیان
  15. زبان دری و نوشتار دین‌دبیره
 
آخرین سروده‌ی جمشید پیشدادی با دست‌خط خودش:
 
 

                       

                                   دیشب بخواب دیدم در هاله ای پُر از نور                  زرتشت شد پدیدار ، از راهِ دورِ بس دور

                                   نزدیک چونکه او گشت ، بُردم نماز و گفتم               از چیست چهرِ ماهت افسرده ، زرد و رنجور؟

                                   ما را گُنه چه باشد از ما چه خواستارید؟                  راه اشا کُدامست ؟ زرتشتِ پاکِ وخشور

                                   فرمود که : من چه خواهم ، خواهم یگانه باشید        آموزشِ من این است ، این نیست امر و دستور

                                   تا کی سوا ز جَمعید؟ تا کی به نام،  بهدین              تا کی کنار گودید ، تا کی جدا و معذور؟

                                   با اشک دیده گفتم: بر چشم می پذیریم                 شرمنده ایم ؛ زین پس فرمان بَریم ، وَخشور

جمشید پیشدادی " شیدا"

تعداد مشاهده (2324)       نظرات (0)

نظرات کاربران درباره خبر "زندگی‌نامه، فهرست کتاب‌ها و آخرین چکامه جمشید پیشدادی"


نظرتان را بیان کنید

نام:
پست الکترونیکی:
نظر:
کد بالا را در محل مربوطه وارد نمایید